تاثیر خشونت دوران کودکی بر زندگی انسان

سولماز خرسند
۱۰ اکتبر در سال ۱۹۹۲ توسط فدراسیون جهانی بهداشت روان و با همکاری سازمان جهانی به عنوان روز بهداشت روان پایه گذاری شد. آنچه که به عنوان عدم سلامتی روان در بزرگسالان مشاهده میشود در اغلب موارد نشانههای فراوانی در تجربه های انسان در دوران کودکی دارد.
کمپین توقف قتلهای ناموسی بخشی از فعالیتهایش در حمایت از کودکان متمرکز می شود چرا که زنانی که مورد خشونت قرار میگیرند اغلب متحمل خشونت در دوران کودکی از جانب خانواده بوده اند،
تاثیر خشونت دوران کودکی بر زندگی انسان
وقتی کودکی به جای امنیت، ترس را تجربه میکند
کودکی قرار است دورهای از زندگی باشد که انسان در آن احساس امنیت، محبت و اعتماد را تجربه کند؛ دورهای که شخصیت، توانایی برقراری ارتباط با دیگران و تصویر انسان از خودش شکل میگیرد. اما برای میلیونها کودک درجهان، خانه، مدرسه یا محیط زندگی نه همیشه محل امنیت، بلکه گاهی محل ترس و خشونت است
خشونت علیه کودک فقط کتکزدن نیست. تحقیر، تهدید، توهین، بیتوجهی، آزار جنسی، تنبیه بدنی، کنترل شدید، ترساندن کودک و حتی شاهد بودن خشونت میان اعضای خانواده نیز میتواند تجربهای آسیبزا باشد. سازمان جهانی بهداشت خشونت علیه کودکان را مجموعهای از رفتارهای جسمی، جنسی و روانی و همچنین غفلت و بیتوجهی میداند که سلامت و رشد کودک را تهدید میکند
ابعاد جهانی یک مسئله پنهان
ابعاد این مشکل بسیار بزرگتر از چیزی است که معمولاً در آمارهای رسمی دیده میشود. بر اساس برآورد سازمان جهانی بهداشت، تا یک میلیارد کودک ۲ تا ۱۷ ساله در جهان ممکن است در طول یک سال در معرض نوعی از خشونت جسمی، جنسی یا عاطفی یا غفلت قرار گرفته باشند. (World Health Organization)
در مورد کودکان زیر پنج سال نیز آمار نگرانکننده است
حدود ۶ نفر از هر ۱۰ کودک زیر پنج سال، یعنی حدود ۴۰۰ میلیون کودک، به طور منظم با تنبیه جسمی یا خشونت روانی از سوی والدین یا مراقبین روبرو میشوند
این ارقام فقط بخشی از واقعیت را نشان میدهند؛ زیرا بسیاری از کودکان خشونتدیده هرگز درباره آن صحبت نمیکنند و بخش قابل توجهی از موارد نیز به نهادهای حمایتی گزارش نمیشود
خشونت چگونه در ذهن کودک باقی میماند؟
کودک هنوز تواناییهای عاطفی و شناختی لازم برای درک و مدیریت بسیاری از تجربههای سخت را به دست نیاورده است. هنگامی که ترس و ناامنی به تجربهای مداوم تبدیل میشود، بدن و مغز کودک بارها در وضعیت آمادهباش قرارمیگیرند . «تجربههای نامطلوب دوران کودکی» نشان میدهد که تجربههایی مانند خشونت، سوءاستفاده، غفلت و مشاهده خشونت در خانه میتوانند با استرس شدید و طولانیمدت همراه شوند. این وضعیت ممکن است بر رشد مغز، سیستم ایمنی و سیستم پاسخ بدن به استرس تاثیر بگذارد
به همین دلیل، آثار خشونت همیشه با یک کبودی یا زخم قابل مشاهده نیست. گاهی زخمی که ایجاد میشود در رفتار، احساسات، اعتماد به دیگران و حتی سلامت جسمی فرد در سالهای بعد دیده میشود
از ترس و اضطراب تا افسردگی
کودکی که مرتباً مورد تهدید، تحقیر یا آزار قرار میگیرد، ممکن است به تدریج احساس کند جهان جای امنی نیست
اضطراب، افسردگی، ترس، احساس گناه، شرم، کاهش اعتمادبهنفس و مشکلات مربوط به کنترل احساسات در بزرگسالی از جمله پیامدهایی هستند که در پژوهشها با تجربه خشونت در کودکی ارتباط نشان میدهند
البته تجربه خشونت به این معنا نیست که همه کودکان الزاماً به چنین مشکلاتی دچار خواهند شد. حمایت خانواده، وجود یک بزرگسال قابل اعتماد، محیط امن، دسترسی به خدمات حمایتی و شرایط اجتماعی مناسب میتوانند در کاهش پیامدهای آسیب نقش مهمی داشته باشند
آموزش هم تحت تأثیر قرار میگیرد
کودکی که دائماً درگیر ترس و ناامنی است، ممکن است انرژی ذهنی کمتری برای یادگیری داشته باشد
مشکلات تمرکز، حافظه، یادگیری، افت تحصیلی، غیبت از مدرسه و در مواردی ترک تحصیل میتوانند با تجربه خشونت و استرس شدید دوران کودکی همراه باشد. کودکانی که هر نوع خشونت را تجربه کردهاند،مطابق امار سازمان بهداشتی جهان ۱3 درصد احتمال بیشتری برای فارغالتحصیل نشدن از مدرسه دارند
بنابراین خشونت علیه کودک فقط مسئلهای خانوادگی نیست؛ پیامد آن میتواند سالها بعد در آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی فرد نیز دیده شود
آیا خشونت میتواند به نسل بعد منتقل شود؟
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد خشونت دوران کودکی، امکان تکرار آن در روابط آینده است
کودکی که خشونت را به عنوان شیوه حل اختلاف یا اعمال قدرت تجربه کرده است، ممکن است در بزرگسالی در معرض خطر بیشتری برای قربانی شدن یا اعمال خشونت قرار داشته باشد. سازمان جهانی بهداشت نیز ارتباط میان تجربه بدرفتاری در کودکی و افزایش خطر قربانی یا عامل خشونت شدن در سالهای بعد را گزارش کرده است
اما این به معنای «اجتنابناپذیر بودن» تکرار خشونت نیست. بسیاری از افرادی که در کودکی خشونت را تجربه کردهاند، در بزرگسالی آگاهانه چرخه خشونت را متوقف میکنند
این نکته بسیار مهم است: قربانی خشونت بودن، سرنوشت آینده انسان را تعیین نمیکند
بدن نیز زخم برمیدارد
آسیب دوران کودکی فقط روانی نیست
تجربههای نامطلوب دوران کودکی با افزایش خطر برخی مشکلات جسمی در بزرگسالی، از جمله بیماریهای قلبی، دیابت و برخی بیماریهای مزمن، ارتباط داشتهاند. همچنین با افزایش احتمال مصرف دخانیات، الکل و مواد مخدر و برخی رفتارهای پرخطر نیز ارتباط دیده شده است. استرس شدید یا طولانیمدت ناشی از بدرفتاری میتواند بر رشد مغز و سیستمهای عصبی و ایمنی اثر بگذارد و پیامدهای آن تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.
تنبیه بدنی؛ به عنوان تربیت کودک
هنوز در برخی جوامع این تصور وجود دارد که تنبیه بدنی بخشی از تربیت کودک است و ضربهای که «شدید» نباشد، آسیب جدی ایجاد نمیکند
تربیت کودک میتواند بر پایه قانون، مرزگذاری و مسئولیتپذیری باشد، بدون آنکه ترس و درد به ابزار تربیت تبدیل شود
شاید در مواردی از آنها که خود تنبیه شده اند بشنویم که این تنبیهات تربیتی روی آنها اثر منفی نداشته است. اما در واقعیعت بسیاری از تندخویی ها یا رفتار با استرس ناشی از رفتاریست که در کودکی تحمل کرده اند.
یک کودک خشونتدیده بیش از هر چیز به امنیت نیاز دارد
گاهی نخستین واکنش بزرگسالان این است که از کودک بخواهند «فراموش کند»، «قوی باشد» یا درباره اتفاقی که افتاده صحبت نکند. اما سکوت همیشه به معنای بهبود نیست
کودک باید بداند که
تقصیر او نبوده است
او حق دارد احساس امنیت کند
او حق دارد حرف بزند
و اگر کسی به او آسیب زده است، مسئولیت آن بر عهده کودک نیست
پیشگیری، مهمتر از درمان
مبارزه با خشونت علیه کودکان فقط پس از وقوع حادثه آغاز نمیشود. بخش مهمتر آن، جلوگیری از وقوع خشونت است
آموزش والدین درباره شیوههای تربیتی بدون خشونت، آموزش کودکان درباره مرزهای شخصی و حقوقشان، آموزش معلمان برای تشخیص نشانههای آزار، دسترسی آسان به خدمات روانی و اجتماعی، حمایت اقتصادی و اجتماعی از خانوادههای آسیبپذیر و وجود قوانین مؤثر، همگی میتوانند در کاهش خشونت نقش داشته باشند.
سازمان بهداشت جهانی و سازمان پیشگیری از بیماری ایجاد روابط و محیطهای امن، با ثبات و حمایتگر را از عناصر مهم پیشگیری میدانند
کودکی که امروز از او محافظت میکنیم، بزرگسال سالم تری خواهد بود
خشونت علیه کودک را نباید فقط یک «مشکل خانوادگی» دانست. پیامدهای آن میتواند سالها بعد در سلامت روان، سلامت جسم، تحصیل، اشتغال، روابط اجتماعی و حتی نسل بعد ظاهر شود
در عین حال، نباید کودکی را که خشونت دیده است با برچسب «آسیبدیده برای همیشه» تعریف کرد. انسان توانایی ترمیم، یادگیری و ساختن دوباره زندگی خود را دارد؛ بهویژه زمانی که حمایت مناسب دریافت کند
مسئله اصلی این است که چرا باید کودک برای رسیدن به امنیت، سالها با آثار خشونتی که دیگران بر او تحمیل کردهاند مبارزه کند؟
کودک باید حق داشته باشد کودک باشد؛ بدون ترس، بدون خشونت و بدون تحقیر
حفاظت از کودکان فقط وظیفه والدین نیست. خانواده، مدرسه، جامعه، نهادهای حمایتی و قانونگذاران همگی در ایجاد محیطی امن برای کودکان مسئولیت دارند.
چون پیشگیری از خشونت در کودکی، فقط نجات یک کودک در امروز نیست؛ سرمایهگذاری برای سلامت جامعه در سالهای آینده است
منابع اصلی
- سازمان جهانی بهداشت (WHO)، Violence against children مه ۲۰۲۶
- ، سازمان جهانی بهداشت (WHO)، Corporal punishment of children and health، ۲۰۲۶. مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آمریکا (CDC)، About Adverse Childhood Experiences، ۲۰۲۵. (CDC)






