روز جهانی مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان

رضوان مقدم سخنگوی کمپین توقف قتل های ناموسی ؛

استلا اوباسانجو، همسر اولوسگون اوباسانجو[1] رئیس جمهوری وقت  نیجریه در کنفرانسی که توسط کمیته بین آفریقایی مناسک سنتی تأثیرگذار بر سلامت زنان و کودکان برگزار شد، روز ۶ فوریه ۲۰۰۳ را به عنوان ، روز جهانی عدم هرگونه مدارا با مثله کردن جنسی زنان پیشنهاد کرد. سپس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل این روز را به عنوان روز بین المللی مبارزه با  ناقص سازی جنسی زنان  تصویب کرد و 6نوامبر برابر با 17 بهمن توسط سازمان ملل بعنوان روز جهانی مبارزه با “ختنه زنان”  نامگذاری و به رسمیت شناخته شد.

ناقص سازی اندام جنسی (“ختنه زنان “)، اصطلاحی است برای عمل بریدن بخشی یا تمامی آلت تناسلی بیرونی زنان. این عمل در برخی از فرهنگها در مورد دختران و زنان در سنین کودکی یا حتی بزرگسالی انجام میگیرد. در برخی از جوامع این سنتی است، قدیمی که هنوز برخی از زنان و مردان از آن دفاع میکنند.

سازمان ملل چهار گونهٔ ازناقص سازی جنسی زنان شناسایی و معرفی کرده است.[2] 

نوع اول: برداشتن کلی یا جزئی کلیتوریس (کلیتوریکتومی)است

نوع دوم: برداشتن کلی یا جزئی کلیتوریس و لب‌های کوچک فرج (عضو)، با بدون بریدن لب‌های بزرگ فرج

نوع سوم: هرگونه تنگ کردن مجرای مهبل با ایجاد یک مهر و موم پوششی با قطع کردن و تغییر مکان دادن لب‌های کوچک فرج ویا لب‌های بزرگ فرج، با یا بدون بریدن کلیتوریس

نوع چهارم: هرگونه عمل خطرناک دیگر بر روی آلت تناسلی زنان به مقصودی غیر پزشکی. مانند سوراخ کردن، سوزن زدن، شکافتن و غیره.

حدود 200 میلیون زن در دنیا زیر عنوان باورهای مذهبی و «سنت و آیین ” قربانی ناقص سازی جنسی  شده اند. این عمل نقض حقوق جنسی و حقوق اساسی زنان و کودکان شمرده می‌شود که باید در تمام ابعاد آن مردود و با آن مبارزه شود.فلسفه اصلی ناقص سازی جنسی زنان کنترل بربدن ، احساسات و غرایز جنسی زنان است که ناشی از حس تملک مردان  بر بدن زنان است. و یکی از اشکال جنایت های “ناموسی ” است.

بریدن آلت تناسلی زنان به صورت سنتی در برخی از کشورها انجام می‌شود که بیشتر آن‌ها کشورهای آفریقایی هستند. پیشینه این عمل شنیع به مصر باستان می رسد. امروزه با وجود اطلاع رسانی های گسترده نسبت به عواقب روانی ، بهداشتی و خطر جانی این عمل جنایت آمیز بریدن آلت تناسلی زنان[3]  با وجود ممنوعیت در کشورهای اروپایی بین آفریقایی ‌تبارهای ساکن اروپا و آمریکای شمالی،بطور مخفیانه انجام می شود.

برخی از مردم‌شناسان معتقد به تیوری نسبیت فرهنگی که اصراربر احترام به عقاید، سنن و فرهنگ‌ها دارند، عناوینی مانند «جراحی سنتی زنان» را به جای ناقص سازی جنسی یا مثله سازی جنسی پیشنهاد می‌کنند.  این پیشنهاد تاکنون مورد انتقاد بسیاری از فعالان حقوق زنان و برخی از پژوهشگران قرار گرفته است[4].نطریه نسبیت فرهنگی در زمینه های دیگری مانند پذیرفتن و تایید حجاب از طرف مدافعان حقوق زنان مورد نقدجدی است.

 فرهنگ ، باور و سنت هایی که به هردلیل ناقض حقوق انسانی گروهی  از افراد هرجامعه ای شود نه تنها قابل احترام نیست بلکه از مصادیق بارز خشونت و نقض حقوق بشر است که باید مورد نقد قرار گرفته و برای تغییرآن اقدام موثرو فوری انجام شود.  

از میان کشورهای افریقایی سومالی حدود نود وهشت درصد زنان ( ۹۷٫۹% )  قربانی ناقص‌سازی اندام جنسی شده اند که بالاترین رده و کشور اوگاندا در پایین ترین رده قرار دارد که شش دهم درصد زنان ناقص سازی جنسی شده اند.

 ازجمله عواقب جبران نا پذیر ناقص سازی جنسی زنان، برگشت با ناپذیری آن است که با عمل جراحی قابل ترمیم نیست. این عمل همچنین  منجر به محرومیت از لذت جنسی، رابطه جنسی دردناک ، عدم کنترل ادرار، سردمزاجی ،افسردگی ، پریودهای دردناک، عفونت و جراحت، نا باروری و یا به دلیل سخت شدن بافت زخم، زایمان های بسیار دشوارمی‌ شود. فاجعه بار تر اینکه آماری از دختر بچه هایی که زیر تیغ این سنت شرم آور می میرند وجود ندارد. اما روایت ها حاکی از آن است که در نتیجه آن؛  دختر بچه های زیادی بر اثر خونریزی تا حد مرگ، شوک، عفونت یا کزاز جان خود را از دست می دهند.

واریس دیری، نویسنده کتاب “گل صحرا” و سفیر سازمان ملل در مبارزه با ناقص سازی جنسی در پنج سالگی تحت عمل غیرانسانی ختنه زنان قرار گرفت.[5] وی از جمله زنانی است که بدلیل فشار های ناشی از فرهنگ مردسالار قومی قبیله ای  وبرای رهایی از ازواج اجباری در سن 13 سالگی با مردی که می توانست پدربزرگش باشد فرار کرد و به انگلیس  پناهنده شد. واریس دیری برای مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان کتاب “گل صحرا” را نوشت و در آن به شرح حال خود و تاثیرات بریدن الت تناسلی اش پرداخت. 

او در کتاب “گل صحرا” [6]احساسات خود را چنین بیان می کند : «دریافتم به دو دلیل باید در باره ختنه شدنم صحبت کنم. ابتدا به این دلیل که این موضوع عمیقا مرا ‌آزار می‌دهد. علاوه بر مشکلات جسمی که هنوز گریبانگیرم است، هیچ وقت به لذت رابطه جنسی پی نخواهم برد. احساس می‌کنم ناقصم، معلولم و دانستن این که هیچ کاری برای تغییر اوضاعم نمی‌توانم بکنم مایوس کننده ترین احساسی است که دارم… بالاخره عاشق شدم اما اگر امروز از من بپرسید از رابطه جنسی لذت می‌بری می‌گویم به مفهوم واقعی آن نه من فقط از این که جسما در کنار او باشم لذت می‌برم چون دوستش دارم..

صندوق جمعیت ملل متحد تخمین می زند که تا سال 2030، دو میلیون دختر دیگر در معرض ناقص‌سازی جنسی قرار خواهند گرفت.[7]  اگرچه ختنه کردن زنان عمدتاً در 30 کشور در آفریقا و خاورمیانه متمرکز است، اما یک مشکل جهانی است و در برخی از کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین نیز انجام می شود. ختنه زنان در میان جمعیت های مهاجر ساکن اروپای غربی، آمریکای شمالی، استرالیا و نیوزلند همچنان ادامه دارد.

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد و یونیسف[8] برای حذف ختنه زنان برای سال 2022برنامه مشترک تحقق وعده جهانی سرمایه گذاری برای پایان دادن به “ختنه زنان” را راه اندازی کرده است. بسیاری از کشورها به دلیل این همه گیری، از جمله افزایش ختنه زنان، «بحران درون بحران» را تجربه می کنند. به همین دلیل است که سازمان ملل از جامعه جهانی می‌خواهد تا جهانی را از نو تصور کنند که به دختران و زنان امکان می‌دهد صدا، انتخاب و کنترل زندگی خود را داشته باشند.

کمپین توقف قتل های ناموسی همراه با فراخوان سازمان ملل برای ریشه کنی کامل ناقص سازی اندام جنسی زنان  تا سال 2030 تلاش خواهد کرد.


[1] Stella Obasanjo Olusegun Obasanjo’s wife

[2] OHCHR, UNAIDS, UNDP, UNECA, UNESCO, UNFPA, UNHCR, UNICEF, UNIFEM, WHO (2008), “Eliminating Female Genital Mutilation – An interagency statement” (PDF) access

https://web.archive.org/web/20090726145619/http://www.who.int//reproductive-health/publications/fgm/fgm_statement_2008.pdf

[3] Female Genital Cutting (FGC)‎‏

[4] Against Relativism: Cultural Diversity and the Search for Ethical Universals in Medicine, Oxford University Press, p. 68–72, ISBN 0195116321

[5] https://www.desertflowerfoundation.org/en/waris-dirie.html

[6] DESERT FLOWER

[7] International Day of Zero Tolerance for Female Genital Mutilation, 6 February

https://www.un.org/en/observances/female-genital-mutilation-day

[8] UNFPA-UNICEF

مطالب مرتبط

4 دیدگاه‌

  1. نازی اردلان گفت:

    مطلب با روشنگری بسیار خوبی بود، موفق باشید. اگر در جزوه‌های آموزشی گنجانده شود، آگاهی جمعی را بالا می‌برد.

  2. تقریبا همه افراد دچار نوسانات طبیعی در خلق می شوند و گاهی اوقات دچار غم و
    اندوه می شوند. این نوسانات خلق طبیعی هستند و به ما کمک می کنند تا از چیزهایی که در طول زندگی
    مان از دست داده ایم، آگاه شویم و بتوانیم شادی ها را در کنار غم ها
    درک کنیم. اما اختلال افسردگی با
    این نوسانات خلقی طبیعی متفاوت است.

    افسردگی تنها یک یا دو علامت ساده نیست، بلکه ترکیبی از افکار، احساسات، رفتار
    ها و تجربیات مختلف است. افسردگی دارای طیف متنوعی از علائم شامل کاهش انرژی و بی حوصلگی، لذت نبردن از فعالیت
    های گذشته، خلق غمگین، کاهش یا افزایش اشتها و وزن، بی خوابی یا پرخوابی، اختلال در تمرکز
    و تصمیم گیری، احساس ناامیدی،
    شکایت های جسمانی، دوری گزینی از
    سایرین، تحریک پذیری و گاها افکار خودکشی می باشد.
    بسیاری از افراد دچار افسردگی همراه با این علایم، احساس اضطراب نیز دارند .
    گاهی اوقات، در افسردگی علایم جسمانی
    مانند حالت تهوع یا ضعف، دردهای بدنی، تاری دید، تپش قلب، و تعریق به
    وجود می آید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *