شکستن سکوت دربرابرآزار جنسی

نویسنده رضوان مقدم : سازمان ملل متحد  در سال 2015  برای حمایت از زنان و دخترانی که در مناطق جنگی در سراسر جهان زندگی می‌‌‌کنند، 19 ژوئن را «روز جهانی مبارزه با خشونت جنسی در مناقشات» اعلام کرد. مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه 1820 را با حمایت 113 کشور به تصویب رساند.

یکی از دلایل توجه به این مساله بسیارمهم تاثیرات روانی عمیق بر افرادی است که مورد آزار جنسی قرار می گیرند. گر چه این روز به عنوان مبارزه با خشونت جنسی در مناقشات است ، به دلیل گستردگی آزارهای جنسی به لحاظ کمی ونیز انواع آن همچنین کوناگونی تاثیرات روانی آزارهای جنسی بر فرد آسیب دیده و جامعه پرداختن به این موضوع از جنبه های مخلف ضروری است و فرصتی است تا با آگاهی رسانی و آموزش بتوان میزان آزار های جنسی را به حداقل رساند.

تعریف آزار جنسی: Sexual Harassment

آزار جنسی یکی از شدیدترین اشکال خشونت است که طیف وسیعی از رفتارها ،سوء استفاده جنسی و تجاوز جنسی را دربر می‌گیرد ،که در شکل کلامی، روانی و یا جسمی به شخص قربانی وارد می شود. آزار جنسی ازنگاه های شهوت آمیز ، متلک گفتن های خیابانی ، دستمالی کردن و برقراری هرگونه رابطه جنسی بدون رضایت فرد مورد تجاوز است.تجاوز وآزار جنسی غالبا با تهدید ، وادار کردن به سکوت و تحقیر کردن همراه است. اگر کسی به گونه ای مورد آزار و اذیت جنسی قرار گیرد، که سبب احساس تحقیر، درد، ترس یا شرم شود، می توان آن را تجاوز جنسی دانست.

در قوانین قضایی بسیاری از کشورهای جهان، آزار جنسی به عنوان عملی «غیرقانونی» و «مجرمانه» شناخته  شده ومجازات هایی برای مرتکیبن آزار جنسی در نظر گرفته می شود.البته مجازات هایی که در قانون در نظر گرفته شده الزاما به سود فرد آزار دیده نیست . برای مثال ، در مراکش که مترقی‌ترین قوانین درباره زنان را در میان کشورهای آفریقایی دارد، مرد متجاوز موظف است با زن قربانی ازدواج کند. در حالی که یکی از تاثیرات روانی تجاوز احساس تنفر نسبت به فرد متجاوز است . درحالیکه با چنین ازدواجی فرد تجاوز دیده مجبورمی شود که با متجاوز زندگی مشترک داشته باشد یعنی شکنجه دایمی.

آزار جنسی در هرسنی  وبرای هر فردی ممکن است رخ دهد. به عبارتی سن و جنسیت نمی شناسد.

آزار جنسی کودکان در همه جا اتفاق می افتد و بر خلاف تصور عامه فقط دختر بچه ها  در معرض آزار جنسی نیستند بلکه پسر بچه ها نیز به همان میزان و بلکه بیشتر در معرض خطرآزار جنسی قرار دارند. روزنامه شرق به نقل از سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی گزارش  داد، که  در سال ۱۳۹۰، ۹۰۰ پرونده تجاوز ثبت شده است. ۶۰ درصد قربانیان این تجاوزها مردان و بیشتر پسران زیر ۱۵ سال بوده‌اند.

با توجه به اینکه  تجاوزجنسی هر نوع رابطه جنسی بدون رضایت و خواست فرد مورد تجاوز است . لذا ، ازدواج کودکان ، خون بس و ازدواج های اجباری را می توان در زمره  تجاوزجنسی قرار داد. کودکان اغلب بوسیله خویشاوندان ، دوستان نزدیک خانواده همسایه ها و گاه حتی مریبان آموزشی مورد آزار جنسی قرار می گیرند.دختر بچه هایی که از سنین پایین مورد تجاوز در خانواده توسط پدر، برادر ، پسر عمو، حتی عمو پدر بزرگ قرار می گیرند ممکن است این تجاوز تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.   

آزار جنسی در بزرگسالان 

آزار جنسی بزرگسالان ممکن است در خانواده ، محل کار ، در اماکن خلوت ، در جنگ ها و درگیری های قومی –قبیله ای ودر مناقشات و درگیری های مذهبی صورت گیرد.

در جنگ ها و تهاجم ها  یکی ازراههای تحقیر طرفی که در جنگ شکست خورده ، تجاوز به زنان و مردانی است که به اسارت گرفته می شوند. در این حالت گاه فردی که مورد تجاوز قرار گرفته رها می شود ولی در مواردی نیز پس از تجاوز به اسارت گرفته شده و به عنوان برده جنسی مورد انواع سواستفاده های جنسی قرار می گیرند.

علایم و آثار روانی تجاوز جنسی

افرادی که مورد آزار یا تجاوز جنسی قرار می گیرند، دچار آسیب روانی شدید می شوند که گاه منجر به خودکشی می شود. برخی ازعلایم شامل انواع مشکلات در خواب ، دیدن کابوس های شبانه ، شب ادراری، بیخوابی ، ترس از تنها خوابیدن یا برعکس تمایل شدید به تنهایی. گوشه گیری ، بدخلقی ، افسردگی ، یا خشم شدید و پرخشگری،  کناره گیری و عدم تمایل به شرکت در بازیهای جمعی، اضطراب ، ترس از لمس شدن ، ترس از دیدن قیافه های مردانی شبیه به متجاوز، نشان دادن رفتارهای جنسی که متناسب با سن کودک نیست( اگر فرد مورد تجاوز کودک باشد)، گرایش به مواد مخدر، افت تحصیلی شدید و ترک تحصیل.

تجاوز جنسی در هر سنی تاثیرات عمیق عاطفی و رفتاری به جا می گذارد. ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران ، اختلال در روابط جنسی پس از ازدواج ، ازدواج های ناموفق و طلاق از جمله پیامد های آزار جنسی است.کسانی که در کودکی مورد سوئ استفاده جنسی قرار گرفته اند بیشتر رفتار های پر خطر از خود نشان می دهند. در بزرگسالی ممکن است در صدد انتقام گیری بر آیند و خود افراد دیگری مورد تجاوز جنسی قرار دهند.

برای مثال محمد بسیجه معروف به بیجه  در سال 1383 در پاکدشت ورامین به 30 کودک و بزرگسال تجاوز جنسی کرد و پس از تجاوز آنها را کشته بود. محمد در11 سالگی توسط یکی از نزدیکان خود بارها مورد تجاوز جنسی قرار گرفته . وی پس از بازداشت و  در بازجویی ضمن تعریف  خشونت هایی که خود دوران کودکی تجربه کرده ، می گوید : ابتدا با آزار اذیت وکشتن حیوانات به آرامش می رسیدم ولی پس مدتی دیگر برایم کافی نبود و برای تسکین خود به کودکان تجاوز می کردم و سپس آنها را می کشتم تا دیگر زنده نمانند ومانند خودم عذاب بکشند. [1]

راهکارهای پیشگیری یا کاهش آزارهای جنسی

یکی از دلایل اینکه فرد متجاوز به رفتار های تجاوزگرانه خود ادامه می دهد سکوت فرد مورد تجاوز و ترس او از یکطرف از فرد آزارگر که اغلب با تهدید وادار به سکوت می کند واز طرفی ترس از مورد سرزنش قرار گرفتن از طرف والدین و یا اطرافیان است. بنابراین به افراد جامعه لازم است آموزش داده شود که برابر هرگونه آزار جنسی سکوت نکنند و واکنش نشان بدهند. فراموش نکینم که سکوت کردن در باره آزار جنسی  و سرپوش گذاشتن روی آن نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه در طی زمان بر شدت و عمق و آسیب آن می‌افزاید.

از آنجا که کودکان بیشتر در معرض آسیب و آزار جنسی هستند، اگر کودکان در محیط امن، خانواده سالم با کمترین تنش پرورش یابند و خانواده‌ با ارتباطات سالم داشته باشد و نیازهای آنها را برآورده کند ، جرات می کنند اگر اتفاق ناگواری برایشان رخ داد با والدین خود در میان بگذارند و درخواست کمک کنند.

آموزش های فرزند پروری برای مادران و پدران ضروری است . کودکان را با هرکسی  برای ساعات طولانی نباید تنها گذاشت.  لازم است  کودکان را مدام نظارت کردو تغییرات رفتاری‌ آنها توسط مادر و پدر مورد وجه و  بررسی قرار گیرد. والدین لازم است ، آموزش‌های لازم را به کودک بدهند و همواره ارتباط مناسب خود را با او حفظ کنند

برای جلوگیری از آزارجنسی  اولین کاری که می‌توان انجام داد این است که به کودکان و نوجوانان آموزش‌ها و تربیت جنسی داده شود. به کودکان خود آموزش دهیم که چه کسانی اجازه دارند به نقاط خصوصی بدن آنها دست بزنند. از آنجا که در همه کشور ها صرفنظر از سیستم حکومتی خطر آزار های جنسی به وِیژه برای کودکان و نوجوانان وجود دارد بخشی از سند 2030 به  «آموزش های جنسی جامع» پرداخته که متاسفانه جمهوری اسلامی از پذیرفتن و امضا سند 2030 تاکنون خود داری کرده است.  در حالیکه آموزش نقش تعیین کننده  درپیشگیری و همچنین کاهش آسیب دارد .


[1] فصلنامه بهداشت روان سال 1384 شماره 11

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *