مردی پس از سالها کنترل، سوءظن و خشونت، همسر ۳۸ ساله خود را به قتل رساند
رضوان مقدم
یک زن ۳۸ ساله در تهران، مرکز استان تهران، به دست همسرش کشته شد. متهم ۵۵ ساله پس از ارتکاب قتل با پلیس تماس گرفت و مسئولیت این جنایت را پذیرفت. اظهارات منتشرشده از سوی وی نشان میدهد که سوءظن، احساس مالکیت بر همسر و نپذیرفتن استقلال او از عوامل زمینهساز این قتل بوده است.
به گزارش عصر ایران، بامداد پنجشنبه ۲۱ خردادماه، مأموران کلانتری ۱۵۹ بیسیم در جریان کشف جسد یک زن در منزل مسکونیاش قرار گرفتند. بررسیهای اولیه نشان داد که عامل قتل، همسر مقتول بوده که پس از ارتکاب جرم با پلیس تماس گرفته و در محل منتظر مأموران مانده است.
تیم جنایی پس از حضور در محل، پیکر زن ۳۸ ساله را در اتاق خواب خانه پیدا کرد. بررسیهای اولیه پزشکی قانونی نشان داد که قربانی بر اثر ضربات متعدد واردشده جان خود را از دست داده است. همچنین آثار دفاع روی بدن مقتول نشان میداد که او هنگام حمله برای نجات جان خود تلاش کرده است.
متهم در بازجوییها اعلام کرده که سالها نسبت به همسرش احساس بیاعتمادی و سوءظن داشته و در ماههای پایانی زندگی مشترک، اختلافات میان آنها تشدید شده بود. به گفته وی، همسرش مدتی خانه را ترک کرده بود اما با میانجیگری خانوادهها دوباره به منزل بازگشته بود. با این حال، تنشها ادامه یافت و در نهایت متهم تصمیم به قتل همسرش گرفت.
بر اساس اظهارات خود متهم، او پس از یک مشاجره، زمانی که همسرش در اتاق خواب حضور داشت، به وی حمله کرده و او را
در بخشهایی از پوشش رسانهای این پرونده، انگیزه قتل با عباراتی مانند «اختلافات خانوادگی»، «مشاجره» یا «شک و سوءظن» توصیف شده است. این نوع واژهپردازی، یکی از الگوهای رایج خشونتپوشانی در رسانههای داخلی محسوب میشود.
اختلاف خانوادگی بهتنهایی کسی را نمیکشد. آنچه در این پرونده رخ داده، تصمیم آگاهانه یک مرد برای گرفتن جان همسرش بوده است. حتی در روایت منتشرشده از متهم نیز آمده که پس از فکر کردن به مشکلات زندگی مشترک، «تصمیم گرفتم او را بکشم». بنابراین مسئله اصلی یک «اختلاف» یا «مشاجره» نیست، بلکه انتخاب خشونت مرگبار از سوی فردی است که نپذیرفته بود همسرش حق نارضایتی، جدایی یا داشتن زندگی مستقل را داشته باشد.
همچنین ارجاع مکرر به «سوءظن» در بسیاری از گزارشهای قتل زنان، میتواند ناخواسته به نوعی توجیه ضمنی خشونت منجر شود. سوءظن، حسادت یا بدبینی نه دلیل قتل هستند و نه میتوانند مسئولیت عامل جنایت را کاهش دهند.
نقد پوشش رسانههای داخلی
گزارشهای منتشرشده درباره این پرونده چند مشکل اساسی دارند:
نخست، روایت متهم بخش عمده خبر را تشکیل میدهد، در حالی که صدای قربانی و زمینههای خشونت خانگی تقریباً غایب است. مخاطب با شرح مفصل احساسات، نگرانیها و توجیهات قاتل روبهرو میشود، اما اطلاعات اندکی درباره تجربههای زن، شرایط زندگی او و دلایل ترک خانه در ماههای پیش از قتل دریافت میکند.
دوم، استفاده از عبارتهایی مانند «اختلافات خانوادگی» و «مشاجره» ماهیت خشونت را پنهان میکند. این واژهها قتل را نتیجه یک تنش متقابل جلوه میدهند، در حالی که در واقعیت، یک نفر کشته شده و دیگری مرتکب قتل شده است.
سوم، رسانه بدون نقد، ادعاهای متهم درباره همسرش را بازتاب میدهد؛ ادعاهایی مانند بیعلاقگی به زندگی مشترک یا احتمال ارتباط با فرد دیگر. در بسیاری از پروندههای زنکشی، چنین روایتهایی پس از قتل مطرح میشوند و انتشار آنها بدون بررسی مستقل میتواند به سرزنش قربانی و مشروعیتبخشی به خشونت منجر شود.
چهارم، تمرکز بر بررسی «وضعیت روانی» متهم، پیش از پرداختن به الگوهای خشونت خانگی و کنترلگری، ممکن است این تصور نادرست را ایجاد کند که چنین قتلهایی صرفاً نتیجه اختلالات فردی هستند؛ در حالی که پژوهشها نشان میدهد بسیاری از زنکشیها در بستر روابط مبتنی بر سلطه، مالکیتطلبی، حسادت و نابرابری جنسیتی رخ میدهند.
#دکمپین_توقف_قتلهای_ناموسی
# امنیت_برای_زنان
# زنان_حق_زندگی_دارند
# نه_به_خشونت_علیه_زنان
# نه_به_فرهنگ_زنستیز
اخبار کمپین توقف قتلهای ناموسی را در گروه تلگرام کمپین دنبال کنید
با اهدای کمک های مالی خود از طریق پی پال کمپین توقف قتلهای “ناموسی” را حمایت کنیم
https://paypal.me/stophonorkillings?country.x=US&locale.x=en_US
#ViolenceAgainstWomen
#StopFemicide
#WomenRights
#EndViolenceAgainstWomen
#ChildMarriage
#StopHonorKillingsCampaign






