جوانان، زنان و مبارزه با خشونت؛ از سکوت تا آگاهی و کنش

به مناسبت روز جهانی جوانان

سولماز خرسند: بیست‌ویکم مرداد، برابر با دوازدهم اوت، روز جهانی جوانان است؛ روزی که قرار است نقش و جایگاه جوانان در
ساختن آینده، دفاع از حقوق انسانی و ایجاد جوامعی عادلانه‌تر مورد توجه قرار گیرد. اما سخن گفتن از آینده جوانان،
بدون سخن گفتن از امنیت، آزادی و حقوق دختران و زنان جوان، ناقص خواهد بود.
در ایران، دختران جوان در کنار مشکلاتی مانند بیکاری، مشکلات اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی و نگرانی از
آینده، با شکل‌های مختلفی از خشونت نیز روبه‌رو هستند؛ خشونتی که در شدیدترین شکل خود می‌تواند به قتل زنان و
دختران به دست همسر، پدر، برادر یا دیگر مردان خانواده منجر شود.
قتل‌های ناموسی؛ خشونتی که نباید «اختلاف خانوادگی» نامیده شود
یکی از مشکلات جدی در برخورد با قتل‌های ناموسی، نبود آمار جامع و شفاف است. بسیاری از این قتل‌ها در
چارچوب «اختلاف خانوادگی»، «درگیری خانوادگی» یا «حادثه» گزارش می‌شوند و همین امر، شناخت ابعاد واقعی
مسئله را دشوار می‌کند.
بنابراین، نمی‌توان با اطمینان گفت که افزایش گزارش‌های مربوط به قتل‌های ناموسی الزاماً به معنای افزایش واقعی
تعداد این قتل‌هاست. دلیل افزایش موارد ثبت‌شده و گزارش‌شده دقیقاً روشن نیست و برای قضاوت درباره روند
واقعی، به آمار رسمی، مستقل و قابل مقایسه نیاز داریم.
اما یک واقعیت قابل انکار نیست: امروز قتل زنان به دلیل آنچه خانواده یا جامعه «ناموس» می‌نامد، بیش از گذشته دیده
و درباره آن صحبت می‌شود.
در سطح جهانی نیز ابعاد مسئله بسیار نگران‌کننده است. بر اساس برآورد مشترک سازمان ملل متحد و دفتر مقابله با
مواد مخدر و جرم سازمان ملل، در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۰ هزار زن و دختر در جهان به دست شریک عاطفی یا یکی از
اعضای خانواده خود کشته شدند؛ یعنی به طور متوسط ۱۳۷ زن و دختر در هر روز یا تقریباً یک زن در هر ده دقیقه.
این آمار اگرچه مربوط به قتل‌های ناموسی به طور خاص نیست، اما نشان می‌دهد که خانه و خانواده همیشه مترادف با
امنیت برای زنان نیستند و خشونت علیه زنان در بسیاری از موارد در نزدیک‌ترین روابط آنان اتفاق می‌افتد.
چرا امروز بیشتر درباره این قتل‌ها می‌شنویم؟
یکی از پرسش‌های مهم این است که آیا واقعاً قتل‌های ناموسی بیشتر شده‌اند یا اینکه جامعه امروز آنها را بیشتر
می‌بیند و گزارش می‌کند؟
پاسخ قطعی به این پرسش بدون آمار دقیق ممکن نیست. اما چند عامل را می‌توان مورد توجه قرار داد.
نخست، افزایش آگاهی زنان و دختران نسبت به حقوق خود است. دختر جوان امروز بیش از گذشته درباره حق
انتخاب، حق تحصیل، حق اشتغال، حق انتخاب همسر و حق برخورداری از زندگی بدون خشونت آگاهی دارد. زنی که
خشونت را «سرنوشت» یا «وظیفه زن» نمی‌داند، بیشتر احتمال دارد در برابر آن مقاومت کند، کمک بخواهد و درباره
آن سخن بگوید.
دوم، افزایش حساسیت روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها است. در گذشته بسیاری از قتل‌های زنان در سکوت خبری باقی
می‌ماندند یا صرفاً به عنوان یک «حادثه خانوادگی» معرفی می‌شدند. امروز خبرنگاران بیشتری تلاش می‌کنند درباره
قربانی، عامل قتل، سابقه خشونت و شرایطی که به قتل منجر شده است تحقیق کنند.

این تغییر بسیار مهم است. وقتی یک زن کشته می‌شود، نباید فقط پرسید «چه اتفاقی در خانواده افتاد؟»؛ باید پرسید چرا
یک زن به دلیل جنسیت، انتخاب یا رفتار مورد خشونت قرار گرفت و چرا امکان نجات او وجود نداشت؟
سوم، رشد شبکه‌های اجتماعی و فعالیت نهادهای مدنی باعث شده است اخبار و روایت‌های مربوط به خشونت علیه
زنان سریع‌تر منتشر شود. این امر می‌تواند به شکستن چرخه سکوت کمک کند.
بنابراین، افزایش تعداد گزارش‌ها لزوماً به معنای افزایش تعداد قتل‌ها نیست؛ ممکن است بخشی از آن نتیجه افزایش
آگاهی، افزایش گزارش‌دهی و کاهش پذیرش اجتماعی این خشونت‌ها باشد.
«ناموس» نمی‌تواند مجوز خشونت باشد
یکی از ریشه‌های فرهنگی قتل‌های ناموسی، تصور مالکیت بر زن است؛ این تصور که پدر، برادر یا همسر حق دارد
درباره بدن، پوشش، رابطه، ازدواج و زندگی یک زن تصمیم بگیرد و در صورت نافرمانی او را مجازات کند.
این نگاه باید به‌طور جدی به چالش کشیده شود.
هیچ اختلاف خانوادگی، هیچ مسئله‌ای درباره ازدواج، رابطه عاطفی، پوشش یا انتخاب شخصی، مجوز تهدید،
ضرب‌وشتم، حبس، ازدواج اجباری یا قتل نیست.
قتل یک زن را نباید با واژه‌هایی مانند «غیرت»، «ناموس» یا «اختلاف خانوادگی» توجیه کرد.
قتل، قتل است؛ و خشونت، خشونت است.
نقش روزنامه‌نگاران؛ از روایت حادثه تا افشای خشونت
روزنامه‌نگاران در مبارزه با قتل‌های ناموسی نقش بسیار مهمی دارند.
نحوه نام‌گذاری یک حادثه می‌تواند نگاه جامعه را تغییر دهد. وقتی قتل یک زن صرفاً «اختلاف خانوادگی» نامیده
می‌شود، ساختار خشونت پنهان می‌ماند. اما وقتی خبرنگار سابقه تهدید، کنترل، خشونت، ازدواج اجباری یا
محدودیت‌های اعمال‌شده بر قربانی را بررسی می‌کند، جامعه بهتر می‌تواند ریشه‌های این جنایت را ببیند.
رسانه‌ها همچنین می‌توانند صدای دخترانی باشند که پیش از رسیدن خشونت به مرحله مرگ، نیازمند کمک هستند.
آموزش زنان؛ یکی از مهم‌ترین راه‌های پیشگیری
مبارزه با قتل‌های ناموسی فقط پس از وقوع قتل معنا ندارد. پیشگیری باید سال‌ها پیش از آن آغاز شود.
دختران و زنان جوان باید درباره حقوق خود، راه‌های مقابله با خشونت، ازدواج اجباری، حقوق تحصیلی، استقلال
اقتصادی و راه‌های درخواست کمک آموزش ببینند.
آموزش، استقلال اقتصادی و دسترسی به حمایت اجتماعی سه ابزار مهم برای کاهش آسیب‌پذیری زنان هستند.
آموزش دختران تنها به معنای رفتن به مدرسه و دانشگاه نیست. دختر باید بداند که حق دارد «نه» بگوید، حق دارد
درباره آینده خود تصمیم بگیرد، حق دارد از خشونت فرار کند و حق دارد برای نجات خود کمک بخواهد.
آمار سازمان ملل نیز نشان می‌دهد که در ایران هنوز چالش‌های جدی وجود دارد؛ برای نمونه، بر اساس داده‌های
سازمان ملل، ۱۶٫۷ درصد زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله در ایران پیش از ۱۸ سالگی ازدواج کرده یا وارد زندگی مشترک
شده‌اند. همچنین در داده‌ای مربوط به سال ۲۰۱۸، ۱۷٫۶ درصد زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله گزارش کرده‌اند که طی ۱۲
ماه گذشته از سوی شریک فعلی یا سابق خود با خشونت فیزیکی و یا جنسی مواجه شده‌اند.

این ارقام نشان می‌دهد که آموزش و پیشگیری باید از سنین پایین آغاز شود و تنها به زمان پس از وقوع خشونت محدود
نماند.
نهادهای مدنی؛ حلقه‌ای میان آگاهی و حمایت
دولت‌ها و نهادهای رسمی مسئولیت بزرگی در ایجاد قوانین حمایتی، آموزش و پیشگیری دارند؛ اما در کنار آنها،
نهادهای مدنی نیز می‌توانند نقش بسیار مهمی ایفا کنند.
در این زمینه، فعالیت نهادهایی مانند «توقف قتل‌های ناموسی» اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ نهادهایی که تلاش می‌کنند
با روش‌های مختلف، آگاهی جامعه را درباره قتل‌های ناموسی و خشونت علیه زنان افزایش دهند و در کنار دختران و
زنان جوان قرار بگیرند.
حمایت از دختران نباید فقط به واکنش پس از وقوع خشونت محدود شود. کمک به ادامه تحصیل، جلوگیری از ازدواج
اجباری، افزایش آگاهی حقوقی، حمایت اجتماعی و ایجاد راه‌های امن برای درخواست کمک، می‌تواند در بسیاری از
موارد از تبدیل خشونت به یک فاجعه جلوگیری کند.
کمک به تحصیل یک دختر، گاهی کمک به نجات آینده اوست. جلوگیری از یک ازدواج اجباری، می‌تواند مانع سال‌ها
خشونت شود. و رساندن صدای یک دختر به جامعه، ممکن است جان او را نجات دهد.
جوانان؛ نیروی تغییر
روز جهانی جوانان فرصتی است برای اینکه به نقش جوانان در تغییر فرهنگ خشونت نیز توجه کنیم.
جوانان امروز می‌توانند نسلی باشند که «غیرت» را با کنترل زنان و خشونت اشتباه نگیرد؛ نسلی که به انتخاب دختران
و زنان احترام بگذارد و خشونت علیه زنان را مسئله‌ای خصوصی و خانوادگی نداند.
پسران جوان نیز بخش مهمی از این تغییر هستند. مبارزه با خشونت علیه زنان تنها وظیفه زنان نیست. مردان باید در
برابر فرهنگ مالکیت بر زن، خشونت و توجیه قتل‌های ناموسی بایستند.
جامعه‌ای که دخترانش از ترس کشته شدن به خاطر انتخاب‌های شخصی خود زندگی کنند، نمی‌تواند جامعه‌ای آزاد و
سالم باشد.
از سکوت به مسئولیت
قتل‌های ناموسی در خلأ اتفاق نمی‌افتند. معمولاً پیش از قتل، نشانه‌هایی وجود دارد: تهدید، کنترل، خشونت، حبس،
اجبار، ازدواج اجباری، محرومیت از تحصیل یا کار و قطع ارتباط با دیگران.
اگر این نشانه‌ها جدی گرفته شوند، امکان پیشگیری وجود دارد.
به همین دلیل، مبارزه با قتل‌های ناموسی باید از آگاهی و آموزش آغاز شود و به حمایت، پیشگیری، گزارشگری
مسئولانه و پاسخگویی برسد.
در روز جهانی جوانان، باید به دختران جوان بگوییم:
تو حق داری انتخاب کنی.
حق داری تحصیل کنی.
حق داری آینده خودت را بسازی.

حق داری بدون خشونت زندگی کنی.
و هیچ‌کس به نام ناموس، غیرت یا خانواده حق گرفتن جان تو را ندارد.
جامعه‌ای که از دختران جوان خود حمایت می‌کند، در حقیقت از آینده خود حمایت می‌کند.
و نهادهایی مانند توقف قتل‌های ناموسی، با آگاهی‌رسانی، حمایت از دختران، کمک به ادامه تحصیل و تلاش برای
جلوگیری از ازدواج‌های اجباری، می‌توانند بخشی از این مسیر دشوار اما ضروری را هموار کنند.
روز جهانی جوانان، فقط روز بزرگداشت جوانان نیست؛ یادآوری این مسئولیت است که آینده‌ای بدون خشونت را
برای آنان بسازیم.


مطالب مرتبط