قتل دانشجوی دندانپزشکی در قزوین؛ از تملک بر بدن و زندگی زن تا بی‌تفاوتی نهادهای مسئول در برابر هشدارهای خشونت

رضوان مقدم :

دانشجوی ۲۴ ساله دندانپزشکی در ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ (۱ ژوئن ۲۰۲۶) در دانشکده دندانپزشکی قزوین به دست همکلاسی و شریک عاطفی سابق خود با چهار گلوله کشته شد؛ جنایتی که گزارش‌های منتشرشده از بی‌توجهی به هشدارهای قبلی قربانی حکایت دارند.

در صبح روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱ ژوئن ۲۰۲۶، یک دانشجوی سال آخر دندانپزشکی که نامش در رسانه ها بیان نشده با ورود به درمانگاه دانشکده دندانپزشکی قزوین، با استفاده از سلاح کلت به سوی یک دانشجوی دختر هم‌دوره خود شلیک کرد. بر اساس گزارش دادستان قزوین، چهار گلوله به ناحیه سینه قربانی اصابت کرد و او در محل جان باخت. ضارب نیز بلافاصله پس از ارتکاب قتل با همان سلاح اقدام به خودکشی کرد.

مقام‌های قضایی و رسانه‌های رسمی این حادثه را به «اختلافات شخصی»، «اختلافات خانوادگی» و «متارکه یک رابطه عاطفی» نسبت داده‌اند. اما چنین توصیفی، اگرچه بخشی از واقعیت را بیان می‌کند، نمی‌تواند ماهیت اصلی این جنایت را توضیح دهد. پرسش اساسی این است که چرا پایان یک رابطه عاطفی باید به قتل یک زن منجر شود؟

از منظر جامعه‌شناسی جنسیت، این پرونده نمونه‌ای از خشونت مبتنی بر جنسیت و فرهنگ تملک بر زنان است. در این الگو، زن نه به عنوان فردی مستقل با حق انتخاب، بلکه به عنوان فردی تحت کنترل مرد تعریف می‌شود. هنگامی که زن تصمیم می‌گیرد رابطه‌ای را پایان دهد، برخی مردان این تصمیم را نه یک حق انسانی، بلکه نوعی از دست دادن مالکیت تلقی می‌کنند. در چنین ذهنیتی، «اگر من نتوانم او را داشته باشم، هیچ‌کس نباید او را داشته باشد» به منطق خشونت تبدیل می‌شود.

از منظر روان‌شناختی نیز بسیاری از قتل‌های پس از جدایی، نه حاصل عشق، بلکه نتیجه ترکیبی از احساس مالکیت، کنترل‌گری، حس تحقیر ناشی از طرد شدن، ناتوانی در پذیرش شکست عاطفی و فقدان مهارت حل تعارض هستند. فرد خشونت‌گر در چنین شرایطی، استقلال و حق انتخاب طرف مقابل را به رسمیت نمی‌شناسد و جدایی را حمله‌ای به هویت و اقتدار خود تلقی می‌کند. به همین دلیل، خشونت مرگبار اغلب در زمانی رخ می‌دهد که زن قصد خروج از رابطه را دارد یا آن را خاتمه داده است.

آنچه این پرونده را نگران‌کننده‌تر می‌کند، گزارش‌هایی است که نشان می‌دهد دانشجوی مقتول پیش‌تر نگرانی خود را درباره احتمال آسیب جسمی از سوی این فرد با مسئولان دانشگاه و حراست در میان گذاشته بود. اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشند، موضوع تنها به رفتار قاتل محدود نمی‌شود؛ بلکه مسئله به مسئولیت نهادهایی نیز مربوط می‌شود که وظیفه حفاظت از دانشجویان را بر عهده دارند.

در اینجا پرسش‌های مهمی مطرح می‌شود: آیا هشدارهای قربانی ثبت و مستندسازی شده بود؟ آیا ارزیابی خطر صورت گرفته بود؟ آیا تدابیری برای حفاظت از او اتخاذ شد؟ آیا دسترسی فرد تهدیدکننده به محیط دانشگاه محدود شده بود؟ و مهم‌تر از همه، چرا سیستمی که در بسیاری موارد بر پوشش، روابط شخصی و رفتار دانشجویان نظارت سختگیرانه اعمال می‌کند، نتوانسته است نسبت به یک تهدید بالقوه جانی واکنش مؤثر نشان دهد؟

در بسیاری از کشورها، تهدیدهای مکرر پس از جدایی، تعقیب، مزاحمت، کنترل‌گری افراطی و تهدید به خشونت از مهم‌ترین شاخص‌های خطر زن‌کشی (Femicide) شناخته می‌شوند. بی‌توجهی به این نشانه‌ها می‌تواند زمینه وقوع جنایت را فراهم کند. در چنین مواردی، مسئولیت تنها بر دوش عامل قتل نیست؛ بلکه نهادهایی که از هشدارهای موجود آگاه بوده‌اند نیز باید درباره عملکرد خود پاسخگو باشند.

این پرونده را نباید صرفاً یک «اختلاف خانوادگی» یا «حادثه عاطفی» نامید. آنچه رخ داده، نمودی از خشونت جنسیت‌محور، فرهنگ مالکیت بر زنان و ناکارآمدی سازوکارهای حمایت از قربانیان تهدید و خشونت است. تا زمانی که حق زنان برای پایان دادن به یک رابطه بدون ترس از انتقام به رسمیت شناخته نشود و نهادهای مسئول هشدارهای مربوط به خشونت را جدی نگیرند، خطر تکرار چنین فجایعی همچنان باقی خواهد ماند.

#زن_کشی
#فمیساید

#دکمپین_توقف_قتلهای_ناموسی

# امنیت_برای_زنان

# زنان_حق_زندگی_دارند

# نه_به_خشونت_علیه_زنان

# نه_به_فرهنگ_زنستیز

اخبار کمپین توقف قتلهای ناموسی را در گروه تلگرام کمپین  دنبال کنید

https://t.me/stophonorkilling

با اهدای کمک های مالی خود از طریق  پی پال  کمپین توقف قتلهای “ناموسی” را حمایت کنیم  

https://paypal.me/stophonorkillings?country.x=US&locale.x=en_US
#خشونت_علیه_زنان
#قزوین
#دانشجوی_دندانپزشکی
#حق_انتخاب_زنان
#نه_یعنی_نه
#تملک_بر_زنان
#خشونت_جنسیتی
#StopFemicide
#ViolenceAgainstWomen
#WomenHaveTheRightToChoose

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *