«یک زن ۴۶ ساله در لاهیجان کشته شد»؛ وقتی قربانی نام ندارد و قاتل در حاشیه میماند
رضوان مقدم :
بر اساس گزارشهای منتشرشده، در ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ یک زن ۴۶ ساله در لاهیجان توسط همسرش به قتل رسید.
خبر کوتاه است، اما همین چند سطر نیز بازتابدهنده یکی از مشکلات رایج در شیوه خبررسانی درباره خشونت علیه زنان است: قربانی هویت ندارد و قاتل تقریباً نامرئی است. خواننده نمیداند این زن چه کسی بوده است. نامی از او منتشر نمیشود، پیشینه زندگیاش روایت نمیشود و حتی هویت انسانی او به «یک زن ۴۶ ساله» تقلیل پیدا میکند. از سوی دیگر، مردی که مرتکب قتل شده نیز صرفاً «همسر» معرفی میشود؛ گویی نقش او در خبر تنها یک نسبت خانوادگی است، نه فردی که دست به قتل زده است.
بسیاری از رسانهها چنین مینویسند:
«یک زن ۴۶ ساله در لاهیجان به قتل رسید.»
اشکال این نوع خبر رسانی این است که مشخص نمی کند قاتل کیست ؟ مقتول چه کسی است ؟ و اصولا چرا به قتل رسیده اما روایت دقیقتر این است:
«مردی در لاهیجان همسر ۴۶ ساله خود را به قتل رساند.»
تفاوت این دو روایت تنها در چند کلمه نیست. در روایت نخست، قتل شبیه حادثهای مبهم و بیفاعل به نظر میرسد. در روایت دوم، مسئولیت روشن است و عامل خشونت در مرکز خبر قرار میگیرد.
زنان خودبهخود کشته نمیشوند. کسی آنها را میکشد. حذف فاعل از خبر، بخشی از مسئولیت را نیز از دید افکار عمومی پنهان میکند.
مسئله دیگر این است که چنین قتلهایی اغلب به عنوان حوادثی فردی و استثنایی روایت میشوند، در حالی که بسیاری از آنها در چارچوب گستردهتر خشونت مبتنی بر جنسیت رخ میدهند. هنگامی که زنی به دست همسر، شریک عاطفی یا یکی از اعضای خانواده کشته میشود، این رویداد تنها یک پرونده جنایی نیست؛ بلکه بخشی از الگویی است که در آن زنان به دلیل موقعیت جنسیتی خود در معرض خشونت قرار میگیرند.
پرسشهایی که معمولاً در چنین خبرهایی بیپاسخ میمانند نیز اهمیت دارند: آیا این زن پیشتر خشونت را تجربه کرده بود؟ آیا سابقه تهدید یا ضرب و جرح وجود داشت؟ آیا امکان دسترسی به حمایت قانونی یا اجتماعی برای او فراهم بود؟ آیا تلاش کرده بود از رابطه خشونتآمیز خارج شود؟
خبرهایی که تنها به اعلام قتل اکتفا میکنند، نهتنها واقعیت را ناقص روایت میکنند، بلکه مانع از دیده شدن ریشههای ساختاری خشونت علیه زنان میشوند.
شاید مهمترین پرسش این باشد: چرا در بسیاری از خبرهای مربوط به قتل زنان، نه نام قربانی را میدانیم و نه داستان زندگی او را؛ اما هر روز با عبارتهای تکراری «یک زن در تهران»، «یک زن در لاهیجان»، «یک زن در شیراز» و «یک زن در کرمانشاه» روبهرو میشویم؟
وقتی زنان در زندگی نادیده گرفته میشوند و پس از مرگ نیز بینام میمانند، خشونت تنها جان آنها را نمیگیرد؛ بلکه روایت و هویت آنان را نیز از میان میبرد.
# لاهیجان
#دکمپین_توقف_قتلهای_ناموسی
# امنیت_برای_زنان
# زنان_حق_زندگی_دارند
# نه_به_خشونت_علیه_زنان
# نه_به_فرهنگ_زنستیز
اخبار کمپین توقف قتلهای ناموسی را در گروه تلگرام کمپین دنبال کنید
با اهدای کمک های مالی خود از طریق پی پال کمپین توقف قتلهای “ناموسی” را حمایت کنیم
https://paypal.me/stophonorkillings?country.x=US&locale.x=en_US
#ViolenceAgainstWomen
#StopFemicide
#WomenRights
#EndViolenceAgainstWomen
#ChildMarriage
#StopHonorKillingsCampaign






