قتل “ناموسی” در مشهد؛ روایت یک قتل و نقد ساختارهای مردسالار و فرهنگ مالکیت بر زنان
رضوان مقدم :
در روستای پریآباد مشهد، مرکز استان خراسان رضوی، یک زن ۲۹ ساله به نام «فاطمه-ف» به دست همسرش به قتل رسید. این جنایت در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ (۱۰ جون ۲۰۲۶) رخ داد و بنا بر گزارشهای رسمی، متهم پس از مدتی فرار توسط پلیس بازداشت شد و به ارتکاب قتل اعتراف کرده استبر اساس گزارش روزنامه خراسان، پیکر این زن در منزل مسکونیاش کشف شد. بررسیهای اولیه پزشکی قانونی نشان داد که حدود ۲۴ ساعت از زمان مرگ گذشته و آثار خفگی و ضربه به ناحیه سر بر بدن او وجود داشته است. تحقیقات پلیس بلافاصله به سمت همسر ۳۵ ساله مقتول به هویت “حسین -ر” معطوف شد.
در روند بازجوییها، متهم مدعی شده است که به دلیل «سوءظن به وجود رابطهای نامتعارف» انگیزه ارتکاب قتل را پیدا کرده و حتی قصد داشته فرد دیگری را نیز که او تصور میکرد در این رابطه نقش دارد، به قتل برساند. او در اعترافات خود توضیح داده است که پس از درگیری، همسرش را خفه کرده و سپس سر او را به دیوار کوبیده است.
در این پرونده نیز، آنچه به عنوان انگیزه مطرح شده، نه یک جرم قابل اثبات، بلکه ادعای یک مرد درباره زندگی شخصی همسرش است؛ ادعایی که به جای بررسی قانونی، با خشونت مرگبار پاسخ داده شده است. این همان نقطهای است که فرهنگ مردسالار وارد عمل میشود: جایی که «شک»، «حسادت» و «کنترل» به خود اجازه میدهند به ابزار مرگ تبدیل شوند
زن به عنوان «شیی»؛ ریشه خشونت
در بسیاری از پروندههای زنکشی، الگوی تکراری دیده میشود: مردی که تصور میکند حق دارد بر رفتار، ارتباطات و انتخابهای همسرش نظارت کامل داشته باشد. در این نگاه، زن یک فرد مستقل با حقوق برابر نیست، بلکه بخشی از «مالکیت» مرد تلقی میشود.
در این پرونده نیز، ادعای «کنترل خود را از دست دادن» یا «سوءظن» نه یک توجیه، بلکه نشانهای از فرهنگی است که در آن مرد خود را صاحب اختیار تصمیم درباره زندگی و مرگ زن میداند. نتیجه چنین فرهنگی، تبدیل اختلافات انسانی به خشونت مرگبار است. اما مسئله اصلی این پرونده، صرفاً یک اختلاف شخصی نیست ؛ بلکه آن چیزی است که در ادبیات حقوقی و اجتماعی بهدرستی «قتل ناموسی» نام گرفته است: خشونتی که در آن بدن، رفتار و انتخابهای زن تحت مالکیت مرد تصور میشود و «شک» بهعنوان مجوز قتل عمل میکند.
قانون، فرهنگ و پرسشهای بیپاسخ
این پرسش همچنان باقی است: چرا در مواجهه با خشونت علیه زنان، به جای بازنگری جدی در قوانین و ساختارهای حمایتی، اغلب شاهد تکرار چرخهای از توصیف، بازداشت و سکوت هستیم؟
تا زمانی که مالکیت بر زنان در فرهنگ عمومی و حتی در برخی ساختارهای حقوقی به چالش کشیده نشود، «سوءظن»، «حسادت» و «اختلاف» همچنان میتوانند بهانههایی برای خشونت مرگبار باقی بمانند.این زنان، آمار یا تیتر خبری نیستند. انسانهایی هستند با زندگی، رابطه، انتخاب و حق امنیت. هر بار که نامشان در خبرها بدون تحلیل ساختار خشونت تکرار میشود، بخشی از حقیقت نیز حذف میشود
چرا «قتل ناموسی» نام درست این جنایت است؟
برخی تلاش میکنند این نوع جنایتها را با عباراتی مانند «اختلاف خانوادگی»، «مشاجره»، یا «مسائل شخصی» توصیف کنند. اما این واژهها نهتنها واقعیت را توضیح نمیدهند، بلکه آن را پنهان میکنند.در این پرونده، یک زن به دلیل «تصور رابطه نامتعارف» کشته شده است. هیچ روند حقوقی، هیچ اثباتی، هیچ بررسی مستقلی در میان نبوده؛ تنها «سوءظن یک مرد» به تصمیمی برای گرفتن جان یک انسان تبدیل شده است.
به همین دلیل، استفاده از واژه «قتل ناموسی» نه یک برچسب احساسی، بلکه یک چارچوب تحلیلی است که نشان میدهد:زن به عنوان «مالکیت» دیده شده استکنترل بر بدن و انتخاب زن، حق فرضی مرد تلقی شده است و خشونت برای «حفظ آبرو» یا «ناموس» توجیه شده است.این دقیقاً همان نقطهای است که خشونت فردی به خشونت ساختاری تبدیل میشود
#مشهد- خراسان_رضوی
#دکمپین_توقف_قتلهای_ناموسی
# امنیت_برای_زنان
# زنان_حق_زندگی_دارند
# نه_به_خشونت_علیه_زنان
# نه_به_فرهنگ_زنستیز
اخبار کمپین توقف قتلهای ناموسی را در گروه تلگرام کمپین دنبال کنید
با اهدای کمک های مالی خود از طریق پی پال کمپین توقف قتلهای “ناموسی” را حمایت کنیم
https://paypal.me/stophonorkillings?country.x=US&locale.x=en_US
#ViolenceAgainstWomen
#StopFemicide
#WomenRights
#EndViolenceAgainstWomen
#ChildMarriage
#StopHonorKillingsCampaign






